خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان گلارین از سارینا

دانلود رمان گلارین از سارینا

دانلود رمان گلارین از سارینا

در این پست از رمان پارس ، رمان گلارین از سارینا را اماده کردیم.برای دانلود رمان گلارین از سارینا در ادامه مطلب با ما همراه شوید.

دانلود رمان گلارین از سارینا

دانلود رمان گلارین از سارینا

بخشی از رمان گلارین :

با به یاد اوردن اون روز دردی توی سینم پیچید. دستم رو مشت کردم و به سینم زدم. صدای زانیار با عجز و درموندگی بلند شد؛

_ ما چیکار کردیم؟! نامردی کردیم… تنهاش گذاشتیم… نشدیم داداشش… رفتیم… جا زدیم…

روی زمین نشستم. هیچ چیزی برای گفتن نداشتم. اون روز که با عجله رفتیم، وقتی به محل تصادفی که فقط یک‌کیلومتر با ما فاصله داشت رسیدیم. دیدن آرتین توی اون وضعیت قول و قرارمون رو فراموش کردیم. ندیدیم گلارین چیشد… ندیدیم که تنها شد… ما فقط صورت پر خون و گوشی دست آرتین رو دیدیم… ما فقط رفتن بهترین رفیقمون رو دیدیم.
صدای آرتین باعث شد که به زمان حال برگردم. جلوی پام زانو‌ زد و گفت:

_ اینبار هر طور شده پشتشم… هر طور شده کمکش میکنم تا بره… حتی اگه اون مرد دوسش داشته باشه…

داشت احساسی حرف می‌زد. از اون موقع‌هایی بود که بعد منطقی زانیار به کل خاموش می‌شد و فقط احساسش حکمرانی می‌کرد. به چشم‌هاش نگاه کردم و گفتم:

_ باید دلیل منطقی داشته باشه… الان بارداره به شوهرش احتیاج داره. باید بفهمیم چی شده…

حرفم رو قطع کرد و بلند شد، کلافه دور خودش چرخید و دوباره بی اعصاب شروع به چیدن کلمات کنار هم کرد؛

_ من تا آخرش پاش وا میستم حتی اگه دلیلش منطقی نباشه.

دندون قروچه‌ای کردم و پر از حرص گفتم:

_ فعلا اولویت سلامتیشه. تو هم برو استراحت کن بعدا در موردش حرف میزنیم.

روی کاناپه سه نفره رفت و روی اون نشست. نگاهش رو به من دوخت، ادامه دادم؛

_ باید زودتر چشماشو عمل کنم. باید بره بیمارستان. این عمل تو‌ خونه نمیشه. بیشتر از این صبر کنیم خطرناکه. ولی هر جا بره مدارک میخوان… شناسنامه می‌خوان…

چشم‌هاشو جمع کرد و انگار چیزی یادش اومده باشه بشکنی روی هوا زد. چشم‌هاش برقی زد و گفت:

_ مجید خاص و یادته؟!
_ مجید خاص؟!
ژست مغرورانه‌ای به خودش گرفت و لبخند زد؛
_ اوهوم مجید خاص
کلافه و‌سردرگم گفتم:«خوب»
دست به سینه نشست. نگاهی بهم انداخت و بعد روی کاناپه خودش رو انداخت و‌دراز کشید. دست‌هاش رو روی چشم‌هاش گذاشت و آروم ادامه داد؛
_ فردا میگم یه شناسنامه‌ی جعلی برای گلارین درست کنه. تا ببریش بیمارستان تا عمل چشمش رو انجام بدی.

رمان گلارین بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن رمان گلارین در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/neveshtehayehsarina

دیدگاه ها 2 دیدگاه
  1. زهرا
    در تاریخ 2019/09/21 :

    من دنبال میکردم رمانو اما انگار الان کانالش از تلگرام حذف شده 🙁 جریان چیه؟!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *