خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان او عاشقم نبود از صدیقه بهروان فر

دانلود رمان او عاشقم نبود از صدیقه بهروان فر

دانلود رمان او عاشقم نبود از صدیقه بهروان فر

در این مطلب از سایت رمان پارس ، رمان او عاشقم نبود را آماده کردیم.برای دانلود رمان او عاشقم نبود از صدیقه بهروان فر در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان او عاشقم نبود از صدیقه بهروان فر

پارت اول رمان او عاشقم نبود از صدیقه بهروان فر :

صدای خنده ی سیاوش و دوستانش لبخند روی لب می‌آورد. مدت زیادی نیست که می شناسمش اما آنقدر رفتارش خوب هست که اعتراف کنم در بین اعضای این خانواده ی شلوغ و پلوغ، می‌شود به او اعتماد کرد. سینی بزرگی که بنا به رسم این خانه پر از ظروف تنقلات و آجیل و خشکبار است را به سختی بلند می کنم و به طرف اتاق می روم. درد بدی در کمرم می پیچد اما چاره ای ندارم، باید به وضع عادت کنم.

کار های این خانه ی کوچک آنقدر زیاد است که وقتی برای خودم نمی ماند. پشت در اتاق، سینی را روی زمین گذاشته و بعد از درست کردن روسری ام در را باز می‌کنم. حضور سیاوش مثل همیشه در این جمع هم باعث شادی دیگر اعضای حاضر در اتاق است. آنقدر بزمشان گرم است که حتی متوجه حضور من نمی شوند.

خم می‌شوم و سینی بزرگ نه چندان سبک را دوباره برداشته و با احتیاط وارد اتاق می شوم. با ورودم همه صداها قطع شده و نگاه‌ها به طرف من برمی گردد. سیاوش با وجود شوخ بودنش خوب می‌داند باید چه رفتاری با یک خانم داشته باشد. در دل حسرت همسرش را می‌خورم. او مرد نمونه‌ای برای زن زندگی اش خواهد بود.

خیلی سریع به طرف من آمده و سینی را از دستم می گیرد. آن را روی کرسی گوشه ی اتاق گذاشته و باز به سمت من می آید. دستش را دور گردنم حلقه می کند و با همان لحن شوخ همیشگی اش رو به دوستانش می گوید: دلتون بسوزه، هیچ کدومتون مادربزرگ به جوونی و خوشگلی مامان طهورای من ندارین.

و بعد هم مثل همیشه بوسه ی محکمی روی گونه ام می‌کارد. کارش آن قدر تکراری است که به جای شرمندگی، لبخند بزرگی روی لبم می نشیند. صدای خنده ی دوستان سیاوش بلند می شود. ضربه ی آرامی به گونه ی سیاوش زده و از او فاصله می گیرم.

وقتی برای خروج از اتاق به طرف در می چرخم، نگاهم به چشمان خشمگین اویی می‌افتد که دست به سینه زده و به دیوار کنار در ورودی اتاق تکیه زده است. چهره اش به سرخی می زند و رگ پیشانی اش تا پاره شدن راهی ندارد. نیشخندی که قرار است روی لبم بنشیند را در دل نثارش کرده و اتاق را بی هیچ مکثی ترک می‌کنم. او انسان جالبی است. به جای اینکه حالا خجل باشد و به خاطر پیشنهاد مسخره اش روی نگاه کردن به چشمانم را نداشته باشد، باز هم این اوست که طلبکار است.

برای خواندن رمان او عاشقم نبود در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/OOooasheghamnabod

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان گلارین از سارینا

دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری

بهترین رمان های عاشقانه ایرانی از نظر خوانندگان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *