خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری

دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری

دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری

در این پست از وبسایت رمان پارس ، رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری را آماده کردیم.برای دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری

دانلود رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری

نکته : این رمان بصورت آنلاین می باشد . برای خواندن رمان دشمن عزیز من در کانال نویسنده عضو شوید

بخشی از رمان دشمن عزیز من از نیلوفر لاری :

خودش به شکل خودجوش به یکی از مهم ترینشان پاسخ داد
-گفتم شاید دم دانشگاه نبینمت .باز زرنگی کنی و بپیچونی یا ناز کنی و سوار ماشین نشی .تو انظار هم که نمیشه کشون کشون آوردت تو ماشین .اول اومدم ماشینمو گذاشتم اینجا که اگه همو دم دانشگاه ندیدیم با دیدنش اینجا ذوق کنی و یه وقت پیش خودت خیال نکنی دست از سرت برداشتم و بی خیالت شدم عزیزم !
آخ لعنتی ! جز او کی می توانست به این بدی و خباثت باشد ؟ ایستاد و سوییچش را زد و درماشین با بوق مخصوصی باز شد .در خونسردانه ترین حالت ممکن گفت
-من تو ماشین منتظرم .زن خوبی واسه شوهرت باش.برو این مانتوی بدرنگت رو عوض کن و یه دستی به سرو گوشت بکش و بیا پایین .هنوز حرفام با تو تموم نشده .زشته جلو همسایه ها جور دیگه ای تو رو سوار ماشین کنم عزیزم .
علنا داشت تهدید می کرد و از من هم کاری جز شنیدن برنمی آمد .تا گفت جلو همسایه ها درمیان بهت زدگی ام چشم گرداندم و دیدم ننه طوبی روی سکوی درگاه خانه ی همسایه نشسته و با یک زن مسن سال در حال گپ و گوست .سایه ی درخت توت هم افتاده بود روی سرشان .پسربچه ای هم داشت توی کوچه دوچرخه سواری می کرد .از دیدن ننه طوبی جانی تازه گرفتم .هیچوقت مثل آن روز از دیدنش خوشحال نشده بودم . بال درآوردم و به سویش پرواز کردم .بی حرف و بی سلام انگار که هزار سال بود ندیده باشمش درآغوشش گرفتم و با چشمانی اشکبار و صدایی که می لرزید گفتم
-آخ .ننجون ! چه خوبه که تو اینجایی!
و چه خوب بود که آنجا بود ! که وجودش غنیمتی بود برای من که بی پناه مانده بودم در ذهن آشفته ی یک کوچه ی بن بست غمگین ! او از رفتار من گیج بود و نگران این که چی شده ؟ این ادا و اصول ها چیست و چرا من گردنش را ول نمی کنم ؟ نکند که خل شده باشم ؟ دستش را گرفتم و گفتم
-بیا بریم خونه .باهات حرف دارم ننجون .
درحالیکه داشت مقاومت می کرد غرغرکنان گفت
-کیجا جان کجا بریم ؟ من همین حالا با بدبختی خودم رو از پله ها کشوندم پایین .تازه با همساده سرحرفمون باز شده بود .
اصرار داشتم که جلوی چشمان نانجیب او با هم به خانه برویم .که فکر نکند تنهام و می تواند هرغلطی دلش خواست بکند .من از زن همسایه عذرخواهی کردم و ننه طوبی هم به زور ازش خداحافظی کرد بعد وقتی داشتم او را دنبال خودم تا دم در خانه می کشاندم یک نگاه به پشت سرم انداختم .هنوز توی ماشینش بود و داشت رفتنمان را تماشا می کرد .کلید انداختم به در و رو به ننه طوبی که هنوز داشت غر می زد گفتم
-چرا اومدی بیرون ننجون ؟

رمان های پیشنهادی من :

دانلود رمان برکه از زهره الف

دانلود رمان در وجه لعل از بهار برادران

دانلود رمان درمعبد سکوت تو رقصیدم از نسیم شبانگاه

دانلود رمان ملکه کوچک

دیدگاه ها 10 دیدگاه
  1. طلایه
    در تاریخ 2019/10/08 :

    سلام
    وقتتون بخیر
    ببخشید چه جوری میشه رمان دشمن عزیزمن رو دانلودکرد.
    من لینک دانلودشو پیدانمیکنم.

    • شبنم
      در تاریخ 2019/11/05 :

      سلام
      منم چیزی ندیدم. سرکاریه

      • Soheil
        در تاریخ 2020/01/07 :

        سلام
        دوست عزیز رمانبصورت انلاین هست
        برای خواندش در کانال نویسنده عضو شوید

    • Soheil
      در تاریخ 2020/01/07 :

      سلام
      این رمان فایل نیس
      بصورت انلاین در کانال نویسنده در حال تایپ هست

  2. Zhra
    در تاریخ 2019/10/19 :

    چجوری میتونم تو کانال تلگرامتون عضوشم؟

  3. f.n
    در تاریخ 2019/12/31 :

    سلhم چراسرکاریه

    • Soheil
      در تاریخ 2020/01/07 :

      سلام
      رمان های انلاین فایل ندارند
      در کانال نویسنده عضو شوید و بخونید این رمان فقط جهت معرفی هست

  4. محبوب
    در تاریخ 2020/01/07 :

    منتظر پیگیری نویسنده از طریق پلیس فتا باشید دزد خدانشناس!

    • Soheil
      در تاریخ 2020/01/07 :

      من نمیدونم با چه دلیلی میگی دزد خدا نشناس !!!
      خودتونو اصلاح کنید بد نیس !

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *